تابه حال به این فکر کردین که فرق افراد پولدار با افراد فقیر در چیه؟ اگه این سؤال رو از هر فردی با توانایی مالی بالا بپرسید، شک نداشته باشین به شما خواهد گفت که فرقِ بین این دو دسته در تصور شونه. تعجب آوره، نه؟ خیلی کم پیش میاد که فرد میلیونری به شما بگه به خاطر معامله ای عالی پولدار شده یا همین طور که واسه خودش در حال گشت وگذار بوده، یهو به یک سرمایه گذار بزرگ برخورد کرده. به هرحال، چیزی که بیشتر افراد پولدار به عنوان نقطه قوت شون در راه به دست آوردن مال واموال بهش اشاره می کنن، یک چیزه: تصور میلیاردری.

چیجوری ذهن پولدار داشته باشیم آموزشی

ذهن ما تنها یک هدف داره و اون باقی موندن ماست. به همین خاطره که در راه محافظت از وضع موجود جنگ می کنه. واسه ذهن، هرچه غیرعادی باشه، یه جور تهدید به حساب میاد و در روبرو شدن با این تهدید، خود رو به عقب می کشه و از شما محافظت می کنه. محافظت در برابر تهدیدات، خیلی خوبه، اما مشکل اینجاست که ذهن شما با این کار باعث می شه فرصتای جدیدِ آموختن و رشدکردن رو از دست بدین، یعنی دقیقا همون فرصتایی که در راه ثروتمندشدن لازم ان.

واسه داشتن تصور میلیاردری چیکار باید کرد؟ ما در این مقاله، از قول راب ریوپل (Rob Riopel) یکی از سخن گویان شرکت منابع موفقیت (Success Resources) و شاگرد تی.هارو اکر (T.Harv Ecker) نکاتی ارائه می کنیم. اگه تی.هارو اکر رو نمی شناسید، سری به سایت اون بزنین. اون مؤلف کتاب رازهای ذهن میلیاردر است. این کتاب تونسته رتبه یکِ پرفروش ترین کتابای نیویورک تایمز رو به خود اختصاص بده.

بر چیزی که می خواید تمرکز کنین، نه چیزی که نمی خواهید

چیجوری ذهن پولدار داشته باشیم آموزشی

می دونستین وقتی به کسی تلفن میزنین، فرد پشت تلفن ۶ ثانیه ی اول سخنان شما رو اصلا نمی شنوه؟ یا وقتی وارد راهروِ فروشگاهی میشید، اصلا حواس تون به یک متر اول قفسها نیس؟ حواس ما این طور کار می کنن. ما واسه اینکه خود رو با شرایط تنظیم کنیم و متوجه بعضی چیزها شیم، به زمان احتیاج داریم.

در این مورد بعدا صحبت می کنم. ، شما برید و از هر فرد پولدار و موفقی درمورد قدرت تفکر مثبت و تصویرپردازیای مثبت سؤال کنین. اونم در جواب به شما خواهد گفت که باید درمورد خواسته هاتون با خودتون شفاف و روراست باشین و بعد سعی کنین همه اون چیزایی رو که می خواید، به طرف زندگی خود جذب کنین. اما این کار، قلق کوچیکی داره. وقتی این کار رو انجام میدید، باید به رؤیاهای خود به روش مثبت سروشکل بدین؛ اگه قاب و شکل رویاهاتون منفی باشه، دقیقا عکس چیزی رو که می خواید، به طرف خود جذب می کنین. به چه دلیل؟ واسه اینکه «نکن» و «نمی شه» همون ۶ ثانیه ی اول مکالمه ی تلفنی یا اولین متر از قفسهای مغازه ان. اصلا متوجه اینا نمی شیم.

چیجوری ذهن پولدار داشته باشیم آموزشی

پس اگه هدف شما اینه که در مواقع بحران و هنگامی که شرکتا کاهش نیرو می کنن، شغل خود رو از دست ندین، باید این طور فکر کنین: «من می خوام شغل خود رو حفظ کنم»، نه این طور: «من نمی خوام شغل خود رو از دست بدهم.» به خاطر اینکه ذهن ما متوجه «نمی خوامِ» اول جمله نمی شه، آرزوی شما این طور ترجمه می شه: «من می خوام شغلم رو از دست بدهم» و دقیقا همین رو جذب می کنین.

استاد یا الگویی پیدا کنین

از این استاد تقلید کنین. بله، دقیقا تقلید کنین. سعی نکنین چرخ رو از اول اختراع کنین. خیلی از مواقع، پیش اومده که ما با خودمون فکر می کنیم: «آه، من بهتر از این یارو این کار رو بلدم. من این کار رو به روش خودم انجام میدم» و بعد هم اون کار رو انجام میدیم و… شکست می خوریم.

اگه واسه موفقیت، یک دستورالعملِ ثابت شده وجود داشته باشه، اون کپی ورداری و تقلیده! بله، شما دوست دارین کارا رو برابر روش خود انجام بدین، اما روش خود رو بذارین واسه بعد، یعنی وقتی موفق شدید.

فعلا کسی رو پیدا کنین که منبع الهام شما باشه. اگه اونو پیدا کردین، با اون رابطه برقرار کنین. اگه هم پیدایَش نکردید، زندگی نامه اش رو بخونین و از آموزشا، ویدئوها و مقالاتش پیروی کنین.

نذارین نفْس تون شما رو کنترل کنه

بسیاری مواقع ما به نفس خود اجازه میدیم کنترل رفتارمون رو در اختیار بگیره، مثل وقتایی که کسی به ما آسیب میرسونه یا در برابر خواسته ی ما «نه» می گه و دست رد به سینه مون می زنه. بعد از این مواقع، سعی می کنیم اعتمادبه نفس مون رو تقویت کنیم و حس غرور پیدا کنیم. مشکلی که این کار داره، اینه که چیزی که نفس ما در اینجور زمانی می خواد، به کم در بلندمدت به کارمون میاد.

فرض کنین کسی رو پیدا کردین که می خواید اونو الگو بذارین. با هیجان و اعتماد به نفس پیش اون می روید و از اون می خواید به شما رازورمز موفقیت رو آموزش بده. اونم جواب منفی به شما می ده، اونم بدون هیچ توضیحی. فقط یک «نه»ی خشک وخالی می شنوین.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   چیجوری جای خود رو در هر جمعی باز کنیم؟ 

واکنش تون چه هستش؟

«که این طور، بله؟! بسیار . ولی بدجور پشیمون می شی. خیلیا بهتر ازت هستن بدبخت. انگار نوبرش رو آورده!»

بله، شما دارین با این ادبیات و لحن از نفس و عزت نفس خود محافظت می کنین. اما این کار به شما کمکی هم می کنه؟ این فرد که خیلی در مورد ی خود صاحب معلوماته، به هر دلیلی حاضر به تعلیم به شما نبوده. حال چاره چیه؟ شما باید در واکنش به جواب منفی اون، واقعیتی بسازین که درون اون هنوزم قادر به آموختن از اون باشین. بذارین غرورتون کمی آسیب ببینه؛ دنیا که به آخر نمی رسه. چیزای مهم تر از غرورتون منتظر شمان، مثل خود شما و آینده موفق و نورانی تون.

بهترین دوست خودتون باشین

تابه حال به نحوه ی حرف زدن خودتون با خودتون توجه کردین؟ با خودتون صادق باشین: اگه بهترین دوست تون همون طور با شما حرف بزنه که شما با خودتون حرف میزنین، دوستی تون تموم میشه! ما بیشتر با خودمون بی ادبانه حرف می زنیم. این کار انگیزه مون رو سلب می کنه و ما رو مجبور به عقب نشینی می کنه. رفتار ما با بقیه این طور نیس. پس به چه دلیل با خودمون این جور برخورد می کنیم؟

حتما می پرسین چه جوری این رفتار رو کنار بذارم؟ من هم به شما می گم که دفعه ی بعد که تیرتون به هدف نخورد، فرض کنین این احساس شکست به بهترین دوست تون یا همسر یا نامزدتان دست داده. در این صورت بهش چه می گفتید؟ دقیقا همون چیز رو به خودتون بگید.

چیزی به نام «موفقیتای کوچیک» نداریم

چیجوری ذهن پولدار داشته باشیم آموزشی

همه ما اهداف بزرگی داریم و وقتی به اونا رسیدیم، فکر می کنیم به موفقیت بزرگی دست پیدا کردیم. در اینجور موقعیتایی احساس غرور، خوشبختی و رضایت می کنیم. اما موفقیتای کوچیکِ دیگری که در این راه وجود دارن، چه؟ مثلا وقتی بدون اینکه در صف منتظر بمونین، سوار تاکسی شدید یا وقتی بلیت درجه یک هواپیما رو مجانی به دست آوردید یا در قرعه کشی بانک برنده شدید.

اینا هم موفقیت ان. یادتون باشه که چیزی به نام موفقیتای کوچیک یا بزرگ وجود نداره. این طور نیس که موفقیتی ارزش جشن گرفتن داشته باشه و اون یکی نداشته باشه.

هر موفقیتی که به دست میارید، مهمه. همه موفقیتا بزرگ ان و باید واسه رسیدن به اونا جشن گرفت. اندازه اونا هم مهم نیس. از موفقیتای کوچیک استقبال کنین تا ببینین چیجوری هر روزِ زندگی تون به موفقیتی همیشگی و بزرگ تبدیل می شه.

تنها زمانی رشد می کنین که حس راحتی نداشته باشین

قبلا گفتم که ذهن شما دوست داره کارا رو به روش خودش بکنه. اما اگه یه دسته از چیزای تکراری رو همیشه بکنین، در همون چیزها درجا میزنین. اگه می خواید داشته هاتون رو عوض کنین، باید از پایه، دنبال چیزای دیگری برید؛ به قول معروف: «آش با جاش!»

واسه ایجاد تغییرات، باید از منطقه امن خود بیرون بیایید. اگه از داشته های الان زندگی تون راضی نیستین، دست به کار شید و تغییری بسازین. برید بیرون و خودتون رو در موقعیتایی بذارین که در اونا راحت نیستین. این تنها راه رشد و یادگیریه.

دفعه ی بعد که دل تون شروع کرد به چنگ زدن، با خودتون فکر کنین: «دارم یاد می گیرم. دارم به فرد بهتری تبدیل میشم. دارم ثروتمندتر و موفق تر میشم.» به جای اینکه از راحت نبودن و ناراحت بودن بترسید و با اون جنگ کنین، در آغوشش بگیرین.

زیاد برنامه ریزی نکنین؛ فقط عمل کنین

چیجوری ذهن پولدار داشته باشیم آموزشی

بعضی وقتا خود رو موفق «فرض» می کنیم: وقتی می خواهیم کاری بکنیم، براش برنامه ریزی می کنیم و در این کار هم زیاده روی می کنیم، مثلا کاغذ بزرگی ورمیداریم و اونو با برنامه های آینده خود سیاه می کنیم. اگه شمام به این مشکل مبتلایید، راه حلی واسه تون دارم. آماده اید؟ اول شلیک، بعد نشونه گیری.

بله، این دقیقا برخلاف تمریناتیه که در میدون تیر سربازی به شما آموزش دادن. ما می گیم اول آتیش، بعد نشونه گیری. درواقع اشکال کار اینجاست که وقت خود رو بیش ازحد صرف نشونه گیری می کنیم، اون قدر زیاد که اصلا ماشه رو نمی چکانیم. اگه سربازی رفته باشین و روی خاکای میدون تیر دراز کشیده باشین، میدونید که هرچه بیشتر نشونه بگیرین، دست تون هم بیشتر می لرزه. پس به جای اینکه فکر و ذهن خود رو درگیر این کنین که بزنین وسط هدف، تفنگ رو سریع در دست بگیرین و یک نگاه سریع و سریع هم به هدف بندازین و بعد: آتیش. اگه بخواهید از این دستورالعمل بالاتر برید و دقت بیشتری به خرج بدین، با شکست روبه رو میشه.

نتیجه گیری

موفق بودن نیازمند یه جور تصور خاصه. به دست آوردن تصور میلیاردری آسونه؛ فقط کافیه از افراد پولدار الگوبرداری کنین.

منبع : psychologyformarketers.com


دسته‌ها: آموزشی